سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی

مزایا و معایب چند همسری

فواید برای زنان : درخانواده های چندهمسر، زنان امکان بهتری برای داشتن شغلی در خارج از خانهدارند، زیرا وظیفه نگهداری
بچه ها بین چند همسر تقسیم می شود . همینطور،ازدواج با مردان متاهل به این معنی است که زنان خطر
کمتری می کنند، زیراهمسرشان توانایی خود را در رابطه مشترک اثبات کرده است . امکان ازدواج با مردانی که زنان بیشتری را جذب می کنند به این معنی است که زنان ناگزیر نیستند با آنچه
مانده است ازدواج کنند . امکانازدواج های بعدی برای مردان استحکام خانواده را افزایش می دهد. زن در اینرابطه نگران از دست همسرش
پس از بی ریخت شدن نیست، زیرا اگر زن جذاب تریپیدا شود، مرد می تواند او را هم به زندگی اضافه کند،
بدون اینکه زناندیگر را ترک کند . چند همسری مردان را از ارتکاب به فساد باز می دارد و بنابراین خیانت در ازدواج را از بین می برد . چند همسری به زنان این امکان را می دهد که دوستان خوبی داشته باشند )همسران دیگر شوهرانشان ). بنابراین، چندهمسری نیازهای جمع بیشتری را ارضا می کند و به آنها امکان رسیدن به خواسته های
بیشتریشان را می دهد . چندهمسری این امکان را ایجاد می کند که حداقل سه بزرگسال در خانواده وجودداشته باشند. به این وسیله
درآمد خانواده بالا رفته و نیاز به کمک مالیدولت کمتر می شود . کنترل برمردان : دریک جامعه چندهمسری، اگر مرد بخواهد شریک دیگری داشته باشد، او مجبور استمسولیتش را بپذیرد و
هزینه های زندگی تمام بچه هایش را بدهد، نه فقط آنهاکه حاصل یک ازدواج مشروع هستند. چندهمسری
وسوسه گری زنان جوان را کاهش میدهد. اگر زنی به مردی قول ازدواج بدهد، ازدواج فعلی او نمی تواند
مشکلیباشد .
چند همسری تعداد زنان مجرد را کاهش می دهد. در حال حاضر،وجود زنان مجرد زیاد، آنها را بی ارزش کرده
است. زمانی که تعداد زنانموجود کمتر باشد، ارزش آنها بالاتر می رود. به عبارت دیگر، چندهمسری باعثمی شود
مردان مجبور به تلاش بیشتری برای بدست آوردن زنان باشند .
” چند همسری” موجب طول عمر می شود !
تحقیقات و بررسیهای اخیر انجام شده در دانشگاه انگلیسی “شفیلد” نشان میدهد “چند همسری” فواید
بسیاری از جمله افزایش طول عمر مردان دارد .
تحقیقات و بررسیهای اخیر انجام شده در دانشگاه انگلیسی “شفیلد” نشان میدهد “چند
همسری” فواید بسیاری از جمله افزایش طول عمر مردان دارد . به گزارش شیعه آنلاین، این بررسیها نشان می دهد “چند همسری” یا به اصطلاح فقهی
” تعدد زوجات” طولانی تر شدن عمر را ۲۱ % افزایش می دهد . در همین راستا روزنامه “دیلی میل” چاپ انگلیس نوشت: مردی که دارای بیش از یک زن باشد و خانواده بزرگی
داشته باشد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد همین امر باعث افزایش عمر وی می شود . از سوی دیگر “لانس ورکمن” استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روانشناسی در دانشگاه انگلیسی “بثسبا” با تأیید
خبر فوق افزود: اگر مرد دو همسر داشته باشد، بیشتر به او رسیدگی می شود، به همین دلیل عمر او طولانی تر
می شود . ” ورکمن” در ادامه می افزاید : همین امر در مورد مردان مجرد و متأهل صدق می کند. یعنی مردانی که متأهل
هستند بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند، زیرا از سوی زنانشان رسیدگی می شوند .
اشکالات و معایب چند همسری
اسلام نه چند همسری را اختراع کرد )زیرا قرنها پیش از اسلام در جهان وجود داشت( و نه آن را فسخ کرد
)چرا که از
که راه چاره آنها منحصر به تعدد زوجات است( اما اسلام رسم تعدد زوجات را اصلاح کرد.قبل از اسلام تعدد
زوجات نامحدود بود؛ یک نفر میتوانست صدها همسر اختیار کند و از آنها حرمسرائی بهوجود میآورد. اما اسلام
یک ” حداکثر“ برای آن معین کرد؛ در شرع مقدس اسلام و با توجه به نص آیه ” فانکحوا ما طاب لکم من انساء
مثنی و ثلاث و رباع“ مرد میتواند چهار همسر دائمی اختیار کند؛ البته ادامه آیه، اجراء عدالت بین زوجات را
شرط اینکار برای مرد میداند و به مردی که از امکان اجحاف و عدم رعایت عدالت بین همسران خود میترسد،
سفارش میکند که بیش از یک همسر اختیار نکند و به همان یکی اکتفا کند. ”فان خضتم الا تعد لوا فواحده …
معایب چند همسری,اشکالات و معایب چند همسری,مشکلات چند همسری,مشکلات چند
همسری,معایب چند همسری,اشکالات و معایب چند همسری,روانشناسی خشونت
● نقش اسلام در چندهمسری
اسلام چند زنی را برخلاف چندشوهری به کلی فسخ و لغو نکرد بلکه آن را تحدید و تقیید کرد. یعنی از سوئی
عدم محدودیت را از میان برد و برای آن حداکثر قائل شد و از سوی دیگر برای آن قیود و شرایطی قرار داد و به
هر کس اجازه نداد که همسران متعدد انتخاب کند. عجیب این است که در قرون وسطی از جمله تبلیغاتی که به
ضد اسلام انجام میدادند این بود که بزرگانش برای اولینبار تعدد زوجات را در جهان اختراع کرد! اما در حکایات
و روایات نام افرادی در صدر اسلام دیده میشود که در حالی اسلام آوردهاند که بیش از چهار زن داشتند و
اسلام آنها را مجبور کرد مقدار زاید را رها کنند. از آن جمله نام مردی به نام غیلان بن اسلمه برده میشود که
ده زن داشت و پیغمبر اکرم او را مجبور کرد که ششتای آنها را رها کند.اصلاح دیگری که اسلام بهعمل آورد
این بود که عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچوجه رعایت نمیشد، نه میان خود زنان و نه میان فرزندان
آنان. در ایران عهد ساسانی رسم تعدد زوجات شایع بود و میان زنان و همچنین فرزندان آنها تبعیض قائل
میشدند. یک تا چند زن، زنان ممتاز )پادشاه زن( خوانده میشدند و مزایای قانونی کمتری داشتند. بهنحوی که
فرزندان ”چاکرزن“ اگر از جنس ذکور بودند در خانه پدر به فرزندی پذیرفته میشدند و اگر دختر بودند به
فرزندی قبول نمیشدند. اما اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ کرد و اجازه نداد تا برای یک زن یا فرزندان
او امتیازات قانونی کمتری قائل گردند.با توجه به اینکه اغلب احساسات مرد نسبت به همه زنان یکسان و در یک
درجه نیست، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان زنان یکی از مشکلترین وظایف به شمار میرود.تعدد
زوجات با این شرط اخلاقی اکید و شدید بهجای آنکه وسیلهای برای هوسرانی مرد واقع گردد، شکل و انجام
وظیفه بهخود میگیرد. آنجا که پای انضباط و عدالت و انجام وظیفه به میان میآید، هوسرانی و هواپرستی باید
رخت بربندد . از اینرو بههیچ وجه تعدد زوجات را در شرایط اسلامی نمیتوان وسیلهای برای هوسرانی شناخت.
کسانیکه تعدد زوجات را وسیله هوسرانی قرار دادهاند، قانون اسلامی را بهانهای برای یک عمل ناروا قرار دادهاند.
گذشته از شرط عدالت شرایط و تکالیف دیگری نیز متوجه مرد است. همه میدانیم که زن مطلقا یک سلسله
حقوق مالی و استمتاعی بهعهده مرد دارد. مردی حق دارد آهنگ چند همسری کند که امکانات مالی وی اجازه
چنین کاری را بدهد. در نتیجه علاوه بر عوامل ذکر شده شرط امکان مالی در تکهمسری نیز هست . ● ضرورت چند همسری
تعجب میکنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تکهمسری بود. به این مفهوم
که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا میشود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج
فزونی میگیرد، اگر حق تأهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و
مالی و جسمی هستند اجازه چندهمسری داده شود، فسادهای اخلاقی و معشوقهگیری ریشه تکهمسری واقعی
را میخشکاند.در اینکه تکهمسری بهتر از چند همسری است تردیدی نیست. بدیهی است که روح زندگی
زناشوئی که وحدت و یگانگی است را در زوجیت اختصاصی بهتر و کاملتر میتوان یافت. آن دو راهی که بشر بر
سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تکهمسری و چندهمسری کدامیک را انتخاب کند. بلکه به واسطه
ضرورتهای اجتماعی، مخصوصاً فزونی نسبی عده زنان نیازمند بر ازدواج بر مردان نیازمند، تکهمسری مطلق
عملاً در خطر افتاده است.ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن صفحه ۱۶ میگوید: ”علمای دینی در قرون
وسطی چنین تصور میکردند که تعدد زوجات از ابتکارات پیغمبر اسلام است، در صورتیکه چنین نیست و در
اجتماعات ابتدائی جریان چندهمسری بیشتر مطابق آن بوده است. عللی که سبب پیدایش عادت تعدد زوجات
در اجتماعات ابتدائی گشته فراوان است. به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگی مرد بیشتر در خطر
بود و به همین جهت مردان بیشتر از زنان تلف میشدند و فزونی عده زنان بر مردان سبب میشد که یا تعدد
زوجات رواج پیدا کند یا عدهای از زنان در بیشوهری بهسر برند. ولی در میان آن ملل که مرگ و میر فراوان بود
هیچ شایستگی نداشت که عدهای زن مجرد بمانند و تولید مثل نکنند… بیشک تعدد زوجات در اجتماعات
ابتدائی امر متناسبی بوده، زیرا عده زنان بر مردان فزون داشته است .“ ● اشکالات و معایت چندهمسری
روابط زناشوئی منحصر به امور مادی و جسمانی نیست. اگر منحصر به این امور بود تعدد زوجات قابل توجیه بود.
زیرا امور مادی و جسمانی را میتوان میان افراد متعدد قسمت کرد و به هر کدام سهمی داد. در روابط زناشوئی
اساس برامور روحی و معنوی است. عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست و
نمیتوان آن را میان افراد متعدد جیرهبندی کرد. بلی، یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز
در صورت تعدد آنقدر اوج نمیگیرد که در وحدت میگیرد. از سوی دیگر چندهمسری موجب بروز آسیبهای
روحی روانی بسیاری در کانون خانواده است. در اینکه تعدد زوجات زمینه آثار ناگوار تربیتی است شکی نیست.
اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه باید دید چقدر از این آثار ناشی از طبیعت تعدد زوجات بوده و
چقدر از آن معلول رفتار مردان و طرز اجراء عوامل عنوان شده است.همچنین قانون تعدد زوجات با اصل فلسفی
تساوی حقوق زن و مرد که ناشی از تساوی آنها در انسانیت است منافات دارد. چرا که زن و مرد هر دو انسان
و متساویالحقوق هستند. اما اینکه مرد مجاز باشد چند زن داشته باشد و زن مجاز نباشد که چند شوهر اختیار
کند، تبعیض و مردنوازی است! از نظر استاد مطهری این ایراد سخیفترین ایرادی است که بر تعدد زوجات
گرفته شده است. گوئی ایرادکنندگان به علل و موجبات فردی و اجتماعی تعدد زوجات کوچکترین توجهی
نداشتهاند و تصور میکنند تنها موضوعی که در میان است هوس و امیال نفسانی است . روانشناسی خشونت – ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران
● نقش اسلام در چندهمسری
اسلام چند زنی را برخلاف چندشوهری به کلی فسخ و لغو نکرد بلکه آن را تحدید و تقیید کرد. یعنی از سوئی
عدم محدودیت را از میان برد و برای آن حداکثر قائل شد و از سوی دیگر برای آن قیود و شرایطی قرار داد و به
هر کس اجازه نداد که همسران متعدد انتخاب کند. عجیب این است که در قرون وسطی از جمله تبلیغاتی که به
ضد اسلام انجام میدادند این بود که بزرگانش برای اولینبار تعدد زوجات را در جهان اختراع کرد! اما در حکایات
و روایات نام افرادی در صدر اسلام دیده میشود که در حالی اسلام آوردهاند که بیش از چهار زن داشتند و
اسلام آنها را مجبور کرد مقدار زاید را رها کنند. از آن جمله نام مردی به نام غیلان بن اسلمه برده میشود که
ده زن داشت و پیغمبر اکرم او را مجبور کرد که ششتای آنها را رها کند.اصلاح دیگری که اسلام بهعمل آورد
این بود که عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچوجه رعایت نمیشد، نه میان خود زنان و نه میان فرزندان
آنان. در ایران عهد ساسانی رسم تعدد زوجات شایع بود و میان زنان و همچنین فرزندان آنها تبعیض قائل
میشدند. یک تا چند زن، زنان ممتاز )پادشاه زن( خوانده میشدند و مزایای قانونی کمتری داشتند. بهنحوی که
فرزندان ”چاکرزن“ اگر از جنس ذکور بودند در خانه پدر به فرزندی پذیرفته میشدند و اگر دختر بودند به
فرزندی قبول نمیشدند. اما اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ کرد و اجازه نداد تا برای یک زن یا فرزندان
او امتیازات قانونی کمتری قائل گردند.با توجه به اینکه اغلب احساسات مرد نسبت به همه زنان یکسان و در یک
درجه نیست، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان زنان یکی از مشکلترین وظایف به شمار میرود.تعدد
زوجات با این شرط اخلاقی اکید و شدید بهجای آنکه وسیلهای برای هوسرانی مرد واقع گردد، شکل و انجام
وظیفه بهخود میگیرد. آنجا که پای انضباط و عدالت و انجام وظیفه به میان میآید، هوسرانی و هواپرستی باید
رخت بربندد . از اینرو بههیچ وجه تعدد زوجات را در شرایط اسلامی نمیتوان وسیلهای برای هوسرانی شناخت.
کسانیکه تعدد زوجات را وسیله هوسرانی قرار دادهاند، قانون اسلامی را بهانهای برای یک عمل ناروا قرار دادهاند.
گذشته از شرط عدالت شرایط و تکالیف دیگری نیز متوجه مرد است. همه میدانیم که زن مطلقا یک سلسله
حقوق مالی و استمتاعی بهعهده مرد دارد. مردی حق دارد آهنگ چند همسری کند که امکانات مالی وی اجازه
چنین کاری را بدهد. در نتیجه علاوه بر عوامل ذکر شده شرط امکان مالی در تکهمسری نیز هست . ● ضرورت چند همسری
تعجب میکنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تکهمسری بود. به این مفهوم
که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا میشود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج
فزونی میگیرد، اگر حق تأهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و
مالی و جسمی هستند اجازه چندهمسری داده شود، فسادهای اخلاقی و معشوقهگیری ریشه تکهمسری واقعی
را میخشکاند.در اینکه تکهمسری بهتر از چند همسری است تردیدی نیست. بدیهی است که روح زندگی
زناشوئی که وحدت و یگانگی است را در زوجیت اختصاصی بهتر و کاملتر میتوان یافت. آن دو راهی که بشر بر
سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تکهمسری و چندهمسری کدامیک را انتخاب کند. بلکه به واسطه
ضرورتهای اجتماعی، مخصوصاً فزونی نسبی عده زنان نیازمند بر ازدواج بر مردان نیازمند، تکهمسری مطلق
عملاً در خطر افتاده است.ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن صفحه ۱۶ میگوید: ”علمای دینی در قرون
وسطی چنین تصور میکردند که تعدد زوجات از ابتکارات پیغمبر اسلام است، در صورتیکه چنین نیست و در
اجتماعات ابتدائی جریان چندهمسری بیشتر مطابق آن بوده است. عللی که سبب پیدایش عادت تعدد زوجات
در اجتماعات ابتدائی گشته فراوان است. به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگی مرد بیشتر در خطر
بود و به همین جهت مردان بیشتر از زنان تلف میشدند و فزونی عده زنان بر مردان سبب میشد که یا تعدد
زوجات رواج پیدا کند یا عدهای از زنان در بیشوهری بهسر برند. ولی در میان آن ملل که مرگ و میر فراوان بود
هیچ شایستگی نداشت که عدهای زن مجرد بمانند و تولید مثل نکنند… بیشک تعدد زوجات در اجتماعات
ابتدائی امر متناسبی بوده، زیرا عده زنان بر مردان فزون داشته است .“ ● اشکالات و معایت چندهمسری
روابط زناشوئی منحصر به امور مادی و جسمانی نیست. اگر منحصر به این امور بود تعدد زوجات قابل توجیه بود.
زیرا امور مادی و جسمانی را میتوان میان افراد متعدد قسمت کرد و به هر کدام سهمی داد. در روابط زناشوئی
اساس برامور روحی و معنوی است. عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست و
نمیتوان آن را میان افراد متعدد جیرهبندی کرد. بلی، یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز
در صورت تعدد آنقدر اوج نمیگیرد که در وحدت میگیرد. از سوی دیگر چندهمسری موجب بروز آسیبهای
روحی روانی بسیاری در کانون خانواده است. در اینکه تعدد زوجات زمینه آثار ناگوار تربیتی است شکی نیست.
اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه باید دید چقدر از این آثار ناشی از طبیعت تعدد زوجات بوده و
چقدر از آن معلول رفتار مردان و طرز اجراء عوامل عنوان شده است.همچنین قانون تعدد زوجات با اصل فلسفی
تساوی حقوق زن و مرد که ناشی از تساوی آنها در انسانیت است منافات دارد. چرا که زن و مرد هر دو انسان
و متساویالحقوق هستند. اما اینکه مرد مجاز باشد چند زن داشته باشد و زن مجاز نباشد که چند شوهر اختیار
کند، تبعیض و مردنوازی است! از نظر استاد مطهری این ایراد سخیفترین ایرادی است که بر تعدد زوجات
گرفته شده است. گوئی ایرادکنندگان به علل و موجبات فردی و اجتماعی تعدد زوجات کوچکترین توجهی
نداشتهاند و تصور میکنند تنها موضوعی که در میان است هوس و امیال نفسانی است .
اشکالات و معایب چند همسری )قسمت دوم )
( مقالات_ ۵ )
همانطور که در مقاله قبلی ذکر شد ، موضوع تعدد زوجات و نکات قابل توجهی را مورد بررسی قرار دادیم. در
اینجا ، بخش دوم این مقاله از نظرتان می گذرد .
عناوین :
۱ – از نظر حقوقی ) ایراد اول )
۲ – از نظر فلسفی ) ایراد دوم )
۱- از نظر حقوقى
به موجب عقد ازدواج، هر یک از زوجین به دیگرى تعلق مىگیرد و از آن او ، مىشود. حق استمتاعى که هرکدام
نسبت به دیگرى پیدا مىکنند از آن جهت است که منافع زناشویى طرف را به موجب عقد ازدواج مالک شده
است. از این رو در تعدد زوجات آن که ذى حق شماره اول است زن سابق است. معاملهاى که میان مرد و زن
است، زیرا کالاى مورد معامله یعنى منافع زناشویى مرد قبلا » فضولى « دیگرى صورت مىگیرد در حقیقت معامله
به زن اول فروخته شده و جزء مایملک او محسوبمىشود. پس آن کس که در درجه اول باید نظرش رعایت
شود و اجازه او تحصیل گردد زن اول است. پس اگر بناست اجازه تعدد زوجات داده شود باید موکول به اجازه و
اذن زن اول باشد، و در حقیقت این زن اول است که حق دارد درباره شوهر خود ، تصمیم بگیرد که زن دیگر
اختیار بکند یا نکند .
بنابراین زن دوم و سوم و چهارم گرفتن درست مثل این است که شخصى یک بار مال خود را به شخص دیگر
بفروشد و همان مال فروخته شده را براى نوبت دوم و سوم و چهارم به افراد دیگر بفروشد. صحت چنین
معاملهاى بستگى دارد به رضایت مالک اول و دوم و سوم ، و اگر عملاً شخص فروشنده مال مورد نظر را در
اختیار افراد بعدى قرار دهد قطعاً مستحق مجازات است .
این ایراد مبتنى بر این است که طبیعت حقوقى ازدواج را مبادله منافع بدانیم و هریک از زوجین را مالک منافع
زناشویى طرف دیگر فرض کنیم. من فعلاً راجع به اینمطلب- که البته قابل خدشه و ایراد است- بحثى نمىکنم.
فرض مىکنیم طبیعتحقوقى ازدواج همین باشد. این ایراد وقتى وارد است که تعدد زوجات از جانب مرد ، فقط
جنبه تفنن و تنوع داشته باشد. بدیهى است که اگر طبیعت حقوقى ازدواج مبادله منافع زناشویى باشد و زن از
هر لحاظ قادر باشد که منافع زناشویى مرد را تأمین کند، مرد هیچ گونه مجوزى براى تعدد زوجات نخواهد
داشت. اما اگر جنبه تفنن و تنوع نداشته باشد، بلکه مرد یکى از مجوزهایى که در مقالات پیش اشاره کردیم
داشته باشد، این ایراد مورد ندارد. مثلا اگر زن عقیم باشد، یا به سن یائسگى رسیده باشد و مرد نیازمند به فرزند
باشد، یا زن مریض و غیر قابل استمتاع باشد، در این گونه موارد حق زن مانع تعدد زوجات نخواهد بود .
تازه این در صورتى است که مجوز تعدد زوجات امر شخصى مربوط به مرد باشد. اما اگر پاى یک علت اجتماعى
در کار باشد و تعدد زوجات به واسطه فزونى عدد زنان بر مردان و یا به واسطه احتیاج اجتماع به کثرت نفوس
تجویز شود،این ایراد صورت دیگرى پیدا مىکند. در این گونه موارد، تعدد زوجات یک نوع تکلیف و واجب
کفایىاست; وظیفهاى است که براى نجات اجتماع از فساد و فحشاء و یا براى خدمت به تکثیر نفوس اجتماع
باید انجام شود. بدیهى است آنجا که پاى تکلیف و وظیفه اجتماعى به میان مىآید، رضایت و اجازه و اذن مفهوم
ندارد . اگر فرض کنیم اجتماع واقعاً مبتلا به فزونى زن بر مرد است یا نیازمند به تکثیر نفوس است، یک وظیفه ،
یک واجب کفایى متوجه همه مردان و زنان متاهل مىشود، پاى یک فداکارى و از خود گذشتگى به خاطر
اجتماع براى زنان متأهل به میان مىآید. درست مثل وظیفه سربازى است که متوجه خانوادهها مىشود و باید به
خاطر اجتماع از عزیزشان دل بکنند و او را روانه میدان کارزار کنند. در این گونه موارد، غلط است که موکول به
رضایت و اجازه شخص یا اشخاص ذى نفع بشود .
کسانى که مدعى هستند حق و عدالت ایجاب مىکند که تعدد زوجات با اجازه همسر پیشین باشد، فقط از زاویه
تفنن و تنوع طلبى مرد مطلب را نگریستهاند و ضرورت هاى فردى و اجتماعى را از یاد بردهاند. اساساً اگر
ضرورت فردى یا اجتماعى در کار نباشد، تعدد زوجات حتى با اجازه زن پیشین نیز قابل قبول نیست .
۲- از نظر فلسفى
قانون تعدد زوجات با اصل فلسفى تساوى حقوق زن و مرد-که ناشى از تساوى آنها در انسانیت است- منافات
دارد. چون زن و مرد هر دو انسان و متساوى الحقوق مىباشند، یا باید هر دو مجاز باشند که داراى چند همسر
باشند یا هیچ کدام مجاز نباشند. اما این که مرد مجاز باشد چند زن داشته باشد و زن مجاز نباشد که چند شوهر
داشته باشد، تبعیض و مرد نوازى است.اجازه دادن به مرد که تا چهار زن مىتواند بگیرد به معنى این است که
ارزش یک زن مساوى است با یک چهارم مرد.این نهایت تحقیر زن است و حتى با نظر اسلام درباره ارث و
شهادت-]که ارث و شهادت[ دو زن را برابر با ارث و شهادت یک مرد قرار داده است- منافات دارد .
این ایراد سخیفترین ایرادى است که بر تعدد زوجات گرفته شده است. گویى ایراد کنندگان به علل و موجبات
فردى و اجتماعى تعدد زوجات کوچکترین توجهى نداشتهاند؛ خیال کردهاند تنها موضوعى که در میان است
هوس است. آنگاه گفتهاند چرا به هوس مرد توجه شده و به هوس زن توجه نشده است؟
چون در گذشته راجع به علل و موجبات و مجوزهاى تعدد زوجات، مخصوصاً راجع به چیزى که تعدد زوجات را
به صورت حقى از جانب زنان بىشوهر بر عهده مردان و زنان متاهل در مىآورد بحث کردهایم، دیگر بحثى
نمىکنیم .
در اینجا همین قدر مىگوییم اگر مبناى فلسفه اسلام در تعدد زوجات و ارث و شهادت، تحقیر و بىاعتنایى به
حقوق زن بود و اسلام میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشى از انسانیت تفاوت قائل بود، همه جا یک
جور نظر مىداد زیرا این فلسفه همه جا یک جور حکم مىکند؛ یک جا نمىگفت یک زن نصف یک مرد ارث
ببرد و در جاى دیگر نمىگفت یک زن با یک مرد برابر ارث ببرد و در جاى دیگر نمىگفت یک مرد تا چهار زن
بگیرد، و همچنین در باب شهادت در هر موردى به نحوى حکم نمىکرد. از اینها به خوبى مىتوان فهمید که
اسلام فلسفههاى دیگرى در نظر گرفته است. ما در یکى از مقالات گذشته راجع به ارث توضیح دادیم و در مقاله
دیگرى گفتیم مسئله تساوى زن و مرد در انسانیت و حقوق ناشى از انسانیت، از نظراسلام جزء الفباى حقوق
بشرى است. از نظر اسلام در حقوق زن و مرد مسائلى بالاتر از تساوى وجود دارد که لازم است آنها دقیقاً منظور
گردد و اجرا شود .
– نقش اسلام در چند همسرىاسلام نه چند همسرى را اختراع کرد ( زیرا قرن ها پیش از اسلام در جهان وجود
داشت( و نه آن را نسخ کرد ) زیرا از نظر اسلام براى اجتماع مشکلاتى پیش مىآید که راه چاره آنها منحصر به
تعدد زوجات است (؛ ولى اسلام رسم تعدد زوجات را اصلاح کرد .
۲- محدودیتاول اصلاحى که به عمل آورد این بود که آن را محدود کرد. قبل از اسلام تعدد زوجات نامحدود
بود; یک نفر به تنهایى مىتوانست صدها زن داشته باشد و از آنها حرمسرایى به وجود آورد. ولى اسلام
براى آن معین کرد؛ به یک نفر اجازه نداد بیش از چهار زن داشته باشد. در حکایات و روایات نام » حداکثر «
افرادى در صدر اسلام دیده مىشود که در حالى که اسلام آوردند بیش از چهار زن داشتند و اسلام آنها را مجبور
کرد مقدار زائد را رها کنند. از آن جمله نام مردى به نامغیلان بن اسلمه برده مىشود که ده زن داشت و پیغمبر
اکرم او را مجبور کرد که شش تاى آنها را رها کند. و همچنین مردى به نامنوفل بن معاویه پنج زن داشت، پس
از آن که اسلام اختیار کرد رسول اکرم امر کرد که یکى از آنها را حتماً رها کند .
در روایات شیعه وارد شده که یک نفر ایرانى مجوسى در زمان امام صادق )ع( اسلام اختیار کرد در حالى که
هفت زن داشت.از امام صادق سؤال شد: تکلیف این مرد که اکنون مسلمان شده با هفت زن چیست؟ امام فرمود:
حتماً باید سه تا از آنها را رها کند .
۳- عدالتاصلاح دیگرى که اسلام به عمل آورد این بود که عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچ وجه تبعیضى
میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد. قرآن کریم در کمال صراحت فرمود: فان خفتم الا تعدلوا فواحده
۲( اگر بیم دارید که عدالت نکنید ) یعنى اگر به خود اطمینان ندارید که با عدالت رفتار کنید ( پس به یکى (
اکتفا کنید .
در دنیاى قبل از اسلام اصل عدالت به هیچ وجه رعایت نمىشد، نه میان خود زنان و نه میان فرزندان آنها. در
مقاله ۱۲ از کریستینسن و دیگران نقل کردیم که در ایران ساسانى ، رسم تعدد زوجات شایع بود و میان زنان و
همچنین میان فرزندان آنها تبعیض قائل مىشدند .
یک یا چند زن، زنان ممتاز ) پادشاه زن ( خوانده مىشدند و از حقوق کامل برخوردار بودند .
و غیره خوانده مىشدند و مزایاى قانونى کمترى داشتند. فرزندان چاکر زن اگر » چاکر زن « سایر زنان به عنوان
از جنس ذکور بودند در خانه پدر به فرزندى پذیرفته مىشدند و اگر دختر بودند به فرزندى قبول نمىشدند .
اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ کرد و اجازه نداد که براى یک زن یا فرزندان او امتیازات قانونى کمترى
قائل گردند .
ضمن بحث از تعدد زوجات مىگوید » تاریخ تمدن « ویل دورانت در جلد اول :
« به تدریج که ثروت نزد یک فرد به مقدار زیاد جمع مىشد و از آن نگرانى پیدا مىکرد که چون ثروتش به
قسمت هاى زیادى منقسم شود، سهم هر یک از فرزندان کم خواهد شد، این فرد به فکر مىافتاد که میان زن
اصلى و سوگلى و همخوابههاى خود فرق بگذارد تا میراث تنها نصیب فرزندان زن اصلى شود .»
این جمله مىرساند که تبعیض میان زنان و فرزندان آنها در دنیاى قدیم امر رایجى بوده است. ولى عجیب این
است که ویل دورانت سپس به سخنان خود چنین ادامه مىدهد :
« تا نسل معاصر تقریباً زناشویى در قاره آسیا بدین ترتیب بوده است. کم کم زن اصلى مقام زن منحصر به فرد را
پیدا کرد و زنان دیگر یا محبوبههاى سرى مرد شدند و یا اصلاً از میان رفتند .»
ویل دورانت توجه نکرده یا نخواسته توجه کند که چهارده قرن است که در آسیا در پرتو دین مقدس اسلام، رسم
تبعیض میان فرزندان منسوخ شده است. یک زن اصلى و چند محبوبه سرى داشتن جزء رسوم اروپایى است نه
آسیایى. این رسم اخیراً از اروپا به آسیا سرایت کرده است .
به هر حال اصلاح دومى که اسلام در تعدد زوجات انجام داد این بود که تبعیض را چه در میان زنان و چه در
میان فرزندان ملغى ساخت .
بازى به هر صورت و به هر شکل جایز نیست. علماى اسلام تقریباً وحدت نظر دارند که » سوگلى « از نظر اسلام
تبعیض میان زنان تحت هیچ عنوانى جایز نیست. فقط بعضى از نحلههاى فقهى اسلامى حق زن را طورى توجیه
کردهاند که با تبعیض سازگار است .
مسلماً نباید تردید کرد که این نظر درست نیست و بر خلاف مفهوم آیه کریمه قرآن است. رسول اکرم )ص(
جملهاى در این باره فرموده است که شیعه و سنى بالاتفاق آن را نقل و روایت کردهاند و آن عبارت است از :
« هر کس دو زن داشته باشد و در میان آنها به عدالت رفتار نکند ) به یکى از آنها بیشتر از دیگرى اظهار تمایل
کند (، در روز قیامت محشور خواهد شد در حالى که یک طرف بدن خود را به زمین مىکشد تا سرانجام داخل
آتش شود .»
عدالت، عالی ترین فضیلت انسانى است. شرط عدالت ، یعنى شرط واجد بودن عالی ترین نیروى اخلاقى ، با
توجه به این که معمولاً احساسات مرد نسبت به همه زنها یکسان و در یک درجه نیست،رعایت عدالت و پرهیز از
تبعیض میان زنان، یکى از مشکل ترین وظایف به شمار مىرود .
همه مىدانیم که رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در ده سال آخر عمر خود یعنى در دوره مدینه – که
دوره جنگ هاى اسلامى بود و زنان بىسرپرست در میان مسلمین زیاد بودند-زنان متعدد اختیار کرد. اکثریت
زنان پیغمبر بیوه و بزرگسال بودند و غالباً از شوهران سابق خود فرزندانى داشتند. تنها دوشیزهاى که پیغمبر
اکرم با او ازدواج کرد عایشه بود .
عایشه به همین جهت همیشه تفاخر مىکرد و مىگفت: من تنها زنى هستم که جز پیغمبر شوهر دیگرى او را
لمس نکرده است .
رسول اکرم )ص( منتهاى عدالت را درباره همه آنها رعایت مىکرد و هیچ گونه تبعیضى میان آنها قائل
نمىشد.عروه بن زبیر خواهر زاده عایشه است؛ درباره طرز رفتار پیغمبر اکرم با زنان خود،از خاله خویش عایشه
سؤالاتى کرده است.عایشه گفت: رسم پیغمبر این بود که هیچ یک از ما را بر دیگرى ترجیح نمىداد . با همه به
عدالت و تساوى کامل رفتار مىکرد. کمتر روزى اتفاق مىافتاد که به همه زنان خود سر نزند و احوالپرسى و
تفقد نکند. ولى نوبت هر کس بود، نسبت به دیگران به احوالپرسى قناعت مىکرد و شب را در خانه آن کس بسر
مىبرد که نوبت او بود. اگر احیاناً در وقتى که نوبت زنى بود مىخواست نزد زن دیگر برود، رسماً مىآمد و اجازه
مىگرفت .
اگر اجازه داده مىشد مىرفت و اگر اجازه داده نمىشد نمىرفت. من شخصاً این طور بودم که هر وقت از من
اجازه مىخواست نمىدادم .
رسول اکرم حتى در بیماریى که منجر به فوت ایشان شد که توانایى حرکت نداشت، عدالت را در کمال دقت
اجرا کرد. براى اینکه عدالت و نوبت را رعایت کرده باشد ،هر روز بسترش را از اتاقى به اتاق دیگر منتقل
مىکردند. تا آن که یک روز همه را جمع کرد و اجازه خواست در یک اتاق بماند و همه اجازه دادند در خانه
عایشه بماند .
على بن ابی طالب علیه السلام در اوقاتى که دو زن داشت، حتى اگر مىخواست وضو بسازد، در خانه زنى که
نوبتش نبود وضو نمى ساخت .
اسلام براى شرط عدالت آن اندازه اهمیت قائل است که حتى اجازه نمىدهد مرد و زن دوم در حین عقد توافق
کنند که زن دوم در شرایط نامساوى با زن اول زندگى کند ;
یعنى از نظر اسلام رعایت عدالت تکلیفى است که مرد نمىتواند با قرار قبلى با زن، خود را از زیر بار مسؤولیت
آن خارج کند. مرد و زن هیچ کدام حق ندارند چنین شرطى در متن عقد بنمایند. زن دوم کارى که مىتواند
بکند فقط این است که عملاً از حقوق خود صرف نظر کند اما نمىتواند شرط کند که حقوقى مساوى با زن اول
نداشته باشد، همچنان که زن اول نیز مىتواند عملاً با میل و رضاى خود از حقوق خود صرف نظر کند اما
نمىتواند کارى کند که قانوناً حقى نداشته باشد.از امام باقر علیه السلام سؤال شد : آیا مرد مىتواند با زن خود
شرط کند که فقط روزها هر وقت بخواهد به او سر بزند یا ماهى یک بار یا هفتهاى یک بار نزد او برود، یا شرط
کند که نفقه به طور کامل و مساوى با زن دیگر به او ندهد و خود آن زن هم از اول این شرط ها را بپذیرد؟ امام
فرمود :
« خیر، چنین شرط هایى صحیح نیست.هر زنى به موجب عقد ازدواج خواه ناخواه حقوق کامل یک زن را پیدا
مىکند.چیزى که هست،پس از وقوع ازدواج هر زنى مىتواند عملاً براى جلب رضایت شوهر که او را رها نکند یا
به علت دیگرى،همه یا قسمتى از حقوق خود را ببخشد .»
تعدد زوجات با این شرط اخلاقى اکید و شدید به جاى آنکه وسیلهاى براى هوسرانى مرد واقع گردد، شکل و
قیافه انجام وظیفه به خود مىگیرد. هوسرانى و شهوت پرستى جز با آزادى کامل و دنبال هواى دل رفتن سازگار
نیست.هوسرانى آنگاه صورت عمل به خود مىگیرد که آدمى خود را در اختیار دل قرار دهد و دل را در اختیار
خواهش ها و میل ها. دل و خواهش هاى دل ، منطق و حساب برنمىدارد . آنجا که پاى انضباط و عدالت و انجام
وظیفه به میان مىآید، هوسرانى و هواپرستى باید رخت بربندد .
از این رو به هیچ وجه تعدد زوجات را در شرایط اسلامى نمىتوان وسیلهاى براى هوسرانى شناخت .
کسانى که تعدد زوجات را وسیله هوسرانى قرار دادهاند، قانون اسلامى را بهانه ای براى یک عمل ناروا قرار
دادهاند. اجتماع حق دارد آنها را مؤاخذه و مجازات]کند[ و این بهانه را از دست آنها بگیرد .
۴- مساله بیم از عدم عدالت
منصفانه می توان گفت ، افرادى که شرایط اسلامى را در تعدد زوجات کاملاً رعایت مىکنند بسیار کماند. در فقه
اگر بیم دارى که روزه « ، » اگر بیم دارى که استعمال آب براى بدنت زیان دارد وضو نگیر « : اسلامى مىگویند
این دو دستور در فقه اسلامى رسیده است. شما افراد بسیارى را مىبینید که .» برایت زیان دارد روزه نگیر
مىپرسند: مىترسم آب برایم زیان داشته باشد، وضو بگیرم یا نگیرم؟ مىترسم روزه برایم ضرر داشته باشد، روزه
بگیرم یا نگیرم؟ البته این پرسش ها، پرسشهاى درستى است. چنین اشخاصى نباید وضو و روزه بگیرند .
اگر تنها کسانى اقدام به تعدد زوجات نمایند که لااقل این یک شرط را واجد باشند، جاى هیچ گونه بهانه و
ایرادى نبود .
۵- حرمسراها
موضوع دیگرى که سبب شده تعدد زوجات را بر قانون اسلام عیب بگیرند دستگاه هاى حرمسرادارى خلفا و
سلاطین پیشین است. برخى از نویسندگان و مبلغین مسیحى تعدد زوجات اسلامى را مساوى با حرمسرادارى با
همه مظاهر ننگین و مظالم بىپایان آن معرفى کردهاند و چنین وانمود مىکنند که تعدد زوجات در اسلام یعنى
همان حرمسراداری ها که تاریخ در دستگاه هاى خلفا و سلاطین پیشین نشان مىدهد .
متأسفانه بعضى از نویسندگان – که حرف به حرف بازگو کننده افکار و عقاید غربیها هستند- هر جا که نام تعدد
زوجات مىبرند آن را با حرمسرا ردیف مىکنند. این قدر شخصیت و استقلال فکرى ندارند که میان آنها تفکیک
کنند .
۶- شرایط و امکانات دیگر
گذشته از شرط عدالت، شرایط و تکالیف دیگرى نیز متوجه مرد است. همه مىدانیم که زن مطلقاً یک سلسله
حقوق مالى و استمتاعى به عهده مرد دارد. مردى حق دارد آهنگ چند همسرى کند که امکانات مالى او به او
اجازه این کار را بدهد. شرط امکان مالى در تک همسرى نیز هست .
از امام صادق » وسائل « و » کافى « امکانات جسمى و غریزى نیز به نوبه خود شرط و واجب دیگرى است. در
روایت شده است که فرمود :
« هر کس گروهى از زنان را نزد خود گرد آورد که نتواند آنها را از لحاظ جنسى اشباع نماید و آنگاه آنها به زنا و
فحشاء بیافتند، گناه این فحشاء به گردن اوست .»
تاریخچههاى حرمسراها داستان ها ذکر مىکنند از زنان جوانى که از لحاظ غریزه تحت فشار قرار مىگرفتند و
مرتکب فحشاء مىشدند و احیاناً پشت سر آن فحشاءها، کشتارها و جنایت ها واقع مىشد .
بنابراین روشن است که اسلام با تجویز تعدد زوجات نخواسته است زن را تحقیر کند، بلکه از این راه بزرگترین
خدمت را به جنس زن کرده است. اگر تعدد زوجات، مخصوصاً در شرایط فزونى نسبى عدد زنان آماده ازدواج بر
مردان آماده ازدواج -که همیشه در دنیا بوده و هست- اجازه داده نشود، زن به بدترین شکلى ملعبه مرد خواهد
شد; رفتار مرد با او از یک کنیز بدتر خواهد بود، زیرا انسان در مقابل یک کنیز لااقل این اندازه تعهد مىپذیرد
که فرزند او را فرزند خود بداند اما در مقابل معشوقه و رفیقه این اندازه تعهد هم ندارد .
۷- مرد امروز و تعدد زوجات
مرد امروز از تعدد زوجات روگردان است، چرا؟ آیا به خاطر این که مىخواهد به همسر خود وفادار باشد و به یک
زن قناعت کند یا به خاطر اینکه مىخواهد حس تنوع طلبى خود را از طریق گناه – که به حد اشباع ، وسیله
برایش فراهم است – ارضاء نماید؟ امروز گناه جاى تعدد زوجات را گرفته است نه وفا، و به همین دلیل مرد امروز
سخت از تعدد زوجات که براى او تعهد و تکلیف ایجاد مىکند متنفر است. مرد دیروز اگر مىخواست هوسرانى
کند راه گناه چندان براى او باز نبود، ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده ، هوسرانى کند .
در عین اینکه شانه از زیر بار بسیارى از وظایف خالى مىکرد، از انجام بعضى تعهدات مالى و انسانى در باره زنان
و فرزندان چارهاى نداشت. اما مرد امروز هیچ الزام و اجبارى نمىبیند که کوچکترین تعهدى در زمینه هوسرانی
هاى بىپایان خود بپذیرد. ناچار علیه تعدد زوجات قیام مىکند .
مرد امروز تحت عنوان سکرتر، ماشین نویس و صدها عنوان دیگر کام خود را از زن مىگیرد و بودجه آن را به
صندوق دولت یا شرکت یا مؤسسهاى که در آن کار مىکند تحمیل مىکند بدون آن که دینارى از جیب خود
بپردازد .
مرد امروز هر چند صباح یک بار معشوقه خود را عوض مىکند، بدون اینکه احتیاجى به تشریفات مهر و نفقه و
طلاق داشته باشد .
در شرح حال برتراند راسل -که یکى از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است- چنین مىخوانیم :
« در نخستین دوران زندگى او علاوه بر مادر بزرگش، دو زن دیگر نقش بزرگى داشتهاند که یکى از آنها آلیس
نخستین همسرش و دیگرى رفیقهاش به ناماتولین مورل مىباشند . مورل از زنان سرشناس آن دوره بود و با
بسیارى از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستى داشت .»
مسلماً چنین شخصى با تعدد زوجات روى موافق نشان نمىدهد. گویا همین رفیقه بازى او بود که به ازدواج او با
همسرش آلیس پایان داد، زیرا از زبان خود راسل چنین نوشتهاند :
« در بعد از ظهر یکى از روزها هنگامى که با دوچرخه عازم یکى از ییلاقات نزدیک شهر بودم ناگهان احساس
کردم که دیگر آلیس را دوست ندارم .»

ارسال شده در: خانواده

ارسال یک پاسخ: (۰) →